خانواده برتر

تبادل نظر درباره مسائل انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید
جدیدترین مطالب
پربازدیدترین های امروز
آخرین نظرات
موضوعات

  • دختری به ظاهر مهربان از اعتمادم سو استفاده کرده (۵۹ نمایش) - (۲ نظر)
  • دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن (۲۴۶ نمایش) - (۱۲ نظر)
  • هر کی از راه میرسه فورا عاشقم میشه ! (۶۳۷ نمایش) - (۲ نظر)
  • چرا هیچکس منو نمیبینه ؟؟؟ (۶۲۲ نمایش) - (۹ نظر)
  • همسرم قرص ترامادول مصرف میکنه (۱۶۵۵ نمایش) - (۲ نظر)
  • به دوست دختر سابق رفیقم علاقه مند شدم (۱۸۶۰ نمایش) - (۲ نظر)
  • راهنمایی در مورد دروس حوزوی (۲۰۶۷ نمایش) - (۰ نظر)
  • خواستگار مناسبی دارم ولی به دلم ننشسته (۲۵۶۹ نمایش) - (۹ نظر)
  • نشانه های متاهل بودن مرد پیشنهاد دهنده رابطه (۲۴۳۴ نمایش) - (۰ نظر)
  • مادرم وسواسیه و تو خونه مشکل دارم باهاش (۳۰۷۳ نمایش) - (۳ نظر)
  • شخصیت آروم (۳۷۰۵ نمایش) - (۱ نظر)
  • احساس میکنم یک علاقه دوطرفه وجود داره ولی چیزی بهم نمیگن (۳۷۷۳ نمایش) - (۳ نظر)
  • شوهرم نازمو نمیکشه ! (۴۵۰۷ نمایش) - (۴ نظر)
  • چند سوال درباره اجنه (۴۱۹۶ نمایش) - (۴ نظر)
  • مشکل در ایجاد ارتباط برای ابراز علاقه (۴۶۰۲ نمایش) - (۳ نظر)
  • چند سوال درباره ادامه تحصیل در رشته حقوق (۴۶۷۴ نمایش) - (۳ نظر)
  • شرکت‌ در کنکور ریاضی‌ به‌ خاطر‌ نگرفتن نتیجه در‌ تجربی (۴۴۴۳ نمایش) - (۲ نظر)
  • مضرات خود ارضایی و رابطه جنسی بعد از عمل پی آر کی چشم (۴۷۸۳ نمایش) - (۰ نظر)
  • احساس شما در برخورد با یک خانم بی حجاب یا بدحجاب (۷۶۲۶ نمایش) - (۸ نظر)
  • همه تلاش من بی نتیجه موند (۷۲۵۳ نمایش) - (۵ نظر)
  • از شنیدن اینهمه خصومت آزرده ام و حالم گرفته ست (۸۱۳۳ نمایش) - (۴ نظر)
  • در برخورد با دخترا دست و پامو گم میکنم (۸۷۹۰ نمایش) - (۴ نظر)
  • از همه اقوام بدی دیدم دیگه میخوام تنها باشم (۸۸۷۹ نمایش) - (۸ نظر)
  • میل جنسی همسرم به شدت کاهش پیدا کرده (۹۲۹۴ نمایش) - (۱ نظر)
  • از بوی بدن همسرم بدم میاد (۹۳۳۵ نمایش) - (۱۵ نظر)
  • تردید برای انتخاب رشته پزشکی تعهد به خدمت یا فیزیوتراپی (۹۸۶۶ نمایش) - (۴ نظر)
  • به نظرتون یک خانم چطوری می تونه مستقل بشه؟ (۱۰۶۹۶ نمایش) - (۷ نظر)
  • آیا خواستگارم میتونه تو روابط جنسی نیاز هامو برطرف کنه؟ (۱۰۸۵۸ نمایش) - (۸ نظر)
  • مشکل ورم مغز نوزاد بعد از زایمان (۱۱۱۹۰ نمایش) - (۰ نظر)
  • چند سوال درباره عمل لیزیک چشم (۱۱۳۰۸ نمایش) - (۶ نظر)
  • قبل از عروسی همسرم فوت کرد الان برادرش خواستگارم شده (۱۸۷۱۱ نمایش) - (۲۶ نظر)
  • خانم های متاهل چرا از متاهلی گلایه دارید؟ (۱۱۲۱۱ نمایش) - (۴ نظر)
  • روش کاهش میل جنسی دختران مجرد (۱۱۶۵۴ نمایش) - (۵ نظر)
  • جبران ضعف بدنی بعد از ترک خودارضایی (۱۱۱۳۴ نمایش) - (۲ نظر)
  • تاثیر پوشیدن جوراب در رابطه جنسی (۱۱۵۵۱ نمایش) - (۱ نظر)
  • حس میکنم جایی که هستم حقم نیست. (۱۱۱۰۹ نمایش) - (۱۷ نظر)
  • چی کار کنم که دیگران از من برداشت بدی نداشته باشند؟ (۱۰۴۱۰ نمایش) - (۶ نظر)
  • عاشق مردی متاهل شدم !!! (۲۱۸۲۲ نمایش) - (۲۸ نظر)
  • چکار کنم که به خانواده همسرم فکر نکنم؟ (۱۰۳۰۰ نمایش) - (۷ نظر)
  • نظرتون درباره رشته روانشناسی چیه ؟ (۹۹۶۷ نمایش) - (۵ نظر)
  • بهترین راه برای از بین بردن ترک های پوستی چیه ؟ (۹۸۹۹ نمایش) - (۳ نظر)
  • ای قاضی مردم چی میگن آبادی آبادی آبادی (۱۰۰۵۱ نمایش) - (۳ نظر)
  • چه جوری ظاهر بشم که مورد توجه قرار بگیرم ؟ (۱۰۴۶۰ نمایش) - (۹ نظر)
  • درمان ریزش مو (۱۰۰۶۳ نمایش) - (۴ نظر)
  • مشکل کوچکی سینه (۱۱۰۱۵ نمایش) - (۵ نظر)
  • با صحنه خود ارضایی همسرم مواجه شدم ! (۲۲۵۴۶ نمایش) - (۵۵ نظر)
  • به خواهر دامادمون علاقه مند شدم ! (۹۹۷۷ نمایش) - (۵ نظر)
  • برای انتخابش دو دلم (۹۷۲۰ نمایش) - (۲ نظر)
  • بهش اجازه نزدیکی بدم ؟ (۱۰۵۰۳ نمایش) - (۱۵ نظر)
  • دیگه هیچ امیدی به ادامه زندگی ندارم (۹۹۰۴ نمایش) - (۱۷ نظر)

  • 50 صفحه پربازدید 24 ساعت اخیر

    کد پربازدیدترین


  • سوال کننده
    سلام.تشکر میکنم از راهنماییهای برادرانتون.ممنونم که وقت ...
    ۲۶ بهمن ۹۷، ۲۳:۰۸ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • رنگی رنگی
    لعنت ب ی همچین ادمایی که وجه ی مذهبی ها رو با خاک یکسان میکنند
    ۲۶ بهمن ۹۷، ۱۴:۵۶ در پست : دختری به ظاهر مهربان از اعتمادم سو استفاده کرده
  • قاصدک
    سلام.بنظر من شما باید اعتماد به نفستون رو حفظ کنید .اون ...
    ۲۶ بهمن ۹۷، ۱۳:۱۵ در پست : دختری به ظاهر مهربان از اعتمادم سو استفاده کرده
  • امیرحسین
    سلام بر شما خواهر گرامی  اگر نظر من شما را ناراحت کرد از ...
    ۲۵ بهمن ۹۷، ۲۰:۳۹ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • سوال کننده
    اینجا یه شعر از سیمین بهبهانی میذارم: _پیر ماه وسال هستم ...
    ۲۵ بهمن ۹۷، ۱۰:۳۲ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • سوال کننده
    به امیرحسین ممنونم از نظر جامع وکاملتون.من همیشه دوست داشتم ...
    ۲۵ بهمن ۹۷، ۰۹:۵۰ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • امیرحسین
    دیدم با توجه به این موضوع که نظر قبلیم طولانی شد ادامه ...
    ۲۵ بهمن ۹۷، ۰۱:۱۰ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • امیرحسین
    امیدوارم که شما هر چه زودتر به ارزوی خود برسید ولی چون شما ...
    ۲۵ بهمن ۹۷، ۰۰:۳۳ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • حنا
    سایت خیلی عالی دارین امیدوارم بیشتر از اینا پیشرفت کنید
    ۲۳ بهمن ۹۷، ۲۱:۴۴ در پست : پست ثابت خانواده برتر
  • سوال کننده
    مرسی از دلگرمیتون.ممنونم که به حرفام توجه کردین.نمیدونم ...
    ۲۳ بهمن ۹۷، ۱۷:۱۳ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • سوال کننده
    سلام.من بارها سرزدم  اینجا ببینم واسم نظری گذاشته میشه یا ...
    ۲۲ بهمن ۹۷، ۲۰:۳۱ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • سوال کننده
    غنچه از خواب پرید وگلی تازه بدنیا آمد خارخندید و به گل گفت ...
    ۲۲ بهمن ۹۷، ۱۱:۱۹ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • سارا جوووووووونز
    سوال کننده چی شد رفتی؟  نظرت چیه؟
    ۲۱ بهمن ۹۷، ۰۰:۰۷ در پست : چرا هیچکس منو نمیبینه ؟؟؟
  • سوال کننده
    آقای اسماعیلی ممنون از نظرتون.ولی بنظر من پسری که واقعا ...
    ۲۰ بهمن ۹۷، ۲۰:۱۳ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • سوال کننده
    به آقای اسماعیلی.مرسی از آرزوی قشنگتون.منم این آرزو رو برای ...
    ۲۰ بهمن ۹۷، ۱۷:۵۳ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • علی اسماعیلی
    آرزو میکنم هر چه زودتر کسی رو که واقعاً دوستتون داره و شما ...
    ۲۰ بهمن ۹۷، ۱۵:۳۲ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • محمد
    سلام فقط من کاری ندارم به این ولی بدون عقد باید محرم نامحرم رو رعایت کنید
    ۱۹ بهمن ۹۷، ۰۳:۴۷ در پست : بهش اجازه نزدیکی بدم ؟
  • حمید
    آلت طبیغی 12 الی 15 سانته..دخترایی ک توقع بزرگتر از این ...
    ۱۳ بهمن ۹۷، ۱۹:۵۳ در پست : احساس میکنم آلت تناسلی کوچکی دارم
  • سوال کننده
    سلام. مرسی سارا جوووووووونز از راهنماییت.حتما سر میزنم.
    ۱۱ بهمن ۹۷، ۱۸:۰۳ در پست : چرا هیچکس منو نمیبینه ؟؟؟
  • سارا جوووووووونز
    سلام اون کانال یک تبلیغ نیست،،  خود من هم هیچ کاره ام اونجا ...
    ۱۱ بهمن ۹۷، ۰۰:۳۳ در پست : چرا هیچکس منو نمیبینه ؟؟؟
  • سارا جوووووووونز
    زیرنظر مدرس بزرگ #قانون_جذب💥 استاد👈 #امیر_شریفی👉 اگه ...
    ۱۱ بهمن ۹۷، ۰۰:۳۱ در پست : چرا هیچکس منو نمیبینه ؟؟؟
  • هاوژین
    سلام خواهرا وبرادرا حالتون چطوره چند باری اومدم اینجا بعد ...
    ۱۰ بهمن ۹۷، ۱۷:۰۱ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • سوال کننده
    به اقای اسماعیلی تشکر از توجهتون.حق باشماست همه نمیتونن ...
    ۶ بهمن ۹۷، ۲۲:۴۶ در پست : چرا هیچکس منو نمیبینه ؟؟؟
  • علی اسماعیلی
    سلام وقت به خیر ببینید شما باید مشخص کنید از یک رابطه ...
    ۶ بهمن ۹۷، ۲۱:۳۴ در پست : چرا هیچکس منو نمیبینه ؟؟؟
  • سوال کننده
    سلام.هیچکس واسم نظر خاصی نذاشته.من الان یه داستان جالب ...
    ۶ بهمن ۹۷، ۱۴:۴۸ در پست : چرا هیچکس منو نمیبینه ؟؟؟
  • M
    با تموم وجود درکت می کنم.منم مث مشکل تو رودارم.آقام ، متاهل ...
    ۶ بهمن ۹۷، ۰۰:۰۵ در پست : هر کی از راه میرسه فورا عاشقم میشه !
  • گلناز
    سلام.خوش به حالت.لابد خیلی خوشگلی.
    ۵ بهمن ۹۷، ۲۲:۳۲ در پست : هر کی از راه میرسه فورا عاشقم میشه !
  • زیبا
    سلام.اینجا محیطیه که به این درددلها توجهی نمیشه.فقط به روابط دختر پسر توجه میشه.
    ۵ بهمن ۹۷، ۲۲:۲۹ در پست : چرا هیچکس منو نمیبینه ؟؟؟
  • س
    سلام .من بعنوان فردی که خودم این مشلو داشتم نظرم اینه با ...
    ۳ بهمن ۹۷، ۲۳:۵۳ در پست : مادرم وسواسیه و تو خونه مشکل دارم باهاش
  • س
    فکر کنم اینجاهم هیچکس سوال منو نمیبینه.
    ۳ بهمن ۹۷، ۲۲:۱۲ در پست : چرا هیچکس منو نمیبینه ؟؟؟
  • حسین
    همسر شما باید یک بار این رفتار رو ببیند تا یاد بگیرد مثلا ...
    ۲ بهمن ۹۷، ۱۱:۱۱ در پست : شوهرم نازمو نمیکشه !
  • حسین
    ببخشید نظرم ناقص شد! 2. متوجه میشه و حق میده که آره تند ...
    ۲ بهمن ۹۷، ۱۰:۵۳ در پست : نظرتون راجع به این شخص برای ازدواج چیه ؟
  • حسین
    سلام ممکنه این دختر خانم به دنبال اثبات علاقه شما به خودش ...
    ۲ بهمن ۹۷، ۱۰:۵۰ در پست : نظرتون راجع به این شخص برای ازدواج چیه ؟
  • حسین
    سلام چون این اولین باری است که با یک دختر ارتباط برقرار ...
    ۲ بهمن ۹۷، ۱۰:۳۶ در پست : تردید در نحوه شروع ارتباط با دختر مورد علاقه به منظور ازدواج
  • حسین
    سلام اول یک نکته رو بگم که شاید با خوندن این متن فکر کنید ...
    ۲ بهمن ۹۷، ۱۰:۲۶ در پست : دیگه هیچ امیدی به ادامه زندگی ندارم
  • سارا جوووووووونز
    همسر شما وقت انتخاب شما قبلش خداجون بهش دوتا چشم سالم عطافرموده.....  فقط خواستم همینو بگم
    ۲۷ دی ۹۷، ۲۱:۴۹ در پست : چطوری با وجود لاغر بودنم براش تحریک کننده باشم ؟
  • سارا جوووووووونز
    مگه از مادر مهربانتر داریم؟؟؟؟؟؟ 😐😐😐😐😐مطمئنی مشکل از ...
    ۲۵ دی ۹۷، ۲۰:۴۱ در پست : مادرم ذهنیت خانواده همسرم رو نسبت به من خراب کرده
  • ناشناس
    ترامادول بهش می گن اعتیاد خاموش زودی جلوش رو بگیرین پیشرفتش مصرفش خیلی سریعه
    ۲۴ دی ۹۷، ۲۱:۲۸ در پست : همسرم قرص ترامادول مصرف میکنه
  • سارا جوووووووونز
    براق کننده😨😨بدن نشنیدم والا مگه چی هست؟؟؟ اخه
    ۲۴ دی ۹۷، ۲۰:۱۲ در پست : روش استفاده از براق کننده بدن
  • سارا جوووونز
    ااگه فکررمیککنید دوسش دارید واقعا از ته دل شبیههمسر ...
    ۲۳ دی ۹۷، ۲۳:۵۱ در پست : به دوست دختر سابق رفیقم علاقه مند شدم
  • سارا جوووووونز
    خخخخخ چه سواله مضحکی.... من که تجربه شو نداشتم ولی میدونم ...
    ۲۳ دی ۹۷، ۲۳:۴۷ در پست : احساس میکنم آلت تناسلی کوچکی دارم
  • بیتا
    سلام فاطی خانم☺ نه من سال اول مشاور داشتم ولی سالهای بعدی ...
    ۲۰ دی ۹۷، ۱۸:۱۴ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • فاطی
    سلام بچه ها خسته نباشید به بیتا  لطفا اگه میشه بگید چه ...
    ۱۸ دی ۹۷، ۰۰:۴۶ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • دخترماه پیشونی
    ب بیتا مرسی ازدعای خیرت  بیتاجون😙🌷🌷 حتماسعی میکنم تابهمن ...
    ۱۵ دی ۹۷، ۲۱:۵۰ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • بیتا
    به دختر ماه پیشونی:باشه عزیزم حتما برات دعا میکنم خدا بهت ...
    ۱۵ دی ۹۷، ۰۸:۱۷ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • دخترماه پیشونی
    ب بیتا من قراره یه مدت برم ببینم چجوریه اگه خوشم ...
    ۱۴ دی ۹۷، ۲۳:۰۸ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • دخترماه پیشونی
    ب بیتا باشه عزیزدلم  بهت خبرمیدم حتما فقط برام دعاکن😘 ب ...
    ۱۴ دی ۹۷، ۲۲:۳۵ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • دکتر نجار به دختر ماه پیشونی
    نه کامنت نمیزارم،خیلی کم پیش بیاد ی چیزی بگم،اکثرا کاربر خاموشم
    ۱۴ دی ۹۷، ۲۱:۳۰ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • دکتر نجار به دختر ماه پیشونی
    انشالله موفق باشید،این استخدامی وزارت بهداشت که میگید ...
    ۱۴ دی ۹۷، ۲۱:۲۸ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • بیتا
    به دختر ماه پیشونی☺والا این که برای کنکور بخونی یا ن تصمیمش ...
    ۱۴ دی ۹۷، ۲۰:۴۱ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها


  • چکار کنم که به خانواده همسرم فکر نکنم؟

    • ۰۰:۴۲
    من خانومی 27 ساله هستم و همسرم 31 ساله. ما 5 ساله ازدواج کردیم. 2 سال و نیم نامزد بودیم و 2سال و نیمم هست زندگیه مشترکمونو شروع کردیم. همسر من تک پسره ولی به هیچ عنوان از اون تک پسرای لوس و ناز نازی نیست و از نظر اخلاقی خیلی مرد خوبیه و خیلی هم منو دوست داره و بهم وابستس. ولی متاسفانه مادر همسرم خیلی شدیدتر به همسرم وابسته هست و با وجود 4 تا دختر انگار فقط همسر من بچشه و تمام توجهش معطوف به همسرم و زندگیه ماست و به همین جهت هم مشکلات زیادی برای ما پیش اومده. دوران نامزدی ما سراسر تنش و درگیری و کشمکش بود. خانواده همسرم از نظر فرهنگی در سطح خیلی پایین تری از خانواده من هستن و خیلی قدیمی فکر میکنن و انتظار دارن تفکر منو خانوادمم مثل خودشون باشه و هر رفتاری داشتن ما ناراحت نشیم ولی متاسفانه بخاطر بدرفتاری ها و زخم زبونا و دخالتای بیجا و بیش از حد مادر شوهرم و دختر بزرگش خانواده ها با هم دعوا کردن زندگیه ما به سمت طلاق  رفت و من 17 روز منزل پدرم بودم ولی با وساطت بزرگای فامیل منو همسرم با خانواده ها آشتی کردیم و به زندگیمون برگشتیم اما خانواده ها همچنان با هم دشمنی و مشکل دارن و صحبت نمیکنن. مادر شوهرم انتظار داره ما 24 ساعت منزل اونا باشیم و تمام رفت و آمدا و برنامه های زندگیه ما زیر نظر اون و با رضایت اون باشه. هرجا که دوس داشت بریم هرجا هم اون دوس نداشت نریم و با هر کس که اون صلاح دونست رفت و آمد کنیم. با خانواده من یا دوستان تفریح میریم اوقات تلخی پیش میاره و دوس داره همیشه و همه جا آویزونه ما باشه و بعدش از دماغمون در میاره که چرا با اون نرفتیم فلان جا. با رفت و آمد من با خانوادمم مشکل داره و تفکرش اینه که دختر که رفت خونه شوهر باید قید خانوادشو بزنه و هر چی خانواده شوهر گفتن بی چون و چرا قبول کنه. تمام این دعو اها و قهر ها هم بخاطر همین انتظارشه که هنوزم ادامه داره و زندگیو به کام من تلخ کرده. هر کاری ازش بر بیاد انجام میده که منو همسرمو از خانوادم دور کنه. چون فک میکنه ما بچشو ازش گرفتیم و تحمل دیدنه احترام گذاشتن همسرم به خانواده منو نداره. من نمیتونم با این قضیه کنار بیام و خیلی فشارعصبی بهم وارد میشه. اعصابم ضعیف شده دستم میلرزه خیلی زود عصبی میشم و پرخاشگرشدم و زود اشکم در میاد. به هیچ عنوان از خانواده همسرم راضی نیستم و حتی توی خانواده پدری و مادری و بین غریبه ها هم کسر شأنم میشه که بگم اینا خانواده شوهرم هستن. من از نظر ظاهری هم خیلی از همسرم سرترم و همیشه همه اینو به خانوادم میگن که دخترتونو حیف کردین ولی همسرم از نظر اخلاقی خیلی مرد خوبیه و من همیشه بهش حس ترحم دارم و به همین خاطرم تا حالا تحمل کردم و ازش جدا نشدم. الانم چند وقتیه همسرم خیلی اصرار داره بچه دار بشیم. ولی من خیلی تردید دارم و فک میکنم با اومدن بچه تنش ها بیشتر میشه و مادر شوهرم توی تربیت بچه هم اظهار نظر میکنه و از نظر رفت و آمد با خانوادم بازم برای من مشکل سازی میکنه. من از هر راهی وارد شدم. بهش نزدیک شدم. محبت کردم. کادو خریدم. جشن گرفتم براش. باهاش قهر کردم فاصله مو بیشتر کردم. باهاش با احترام حرف زدم. باهاش بحث کردم و دعوا کردم و گریه کردم. اما هیچ چیزی روش تاثیر نداشت و اون به کاراش ادامه داد. هدیه مو بهم پس داد. نفرینم کردن. توهین کردن. مستقیم جلوی روم به خانوادم توهین میکنه و انتظار داره سکوت کنم.حتی واسه بچه دار شدنم برام اظهار نظر کرد و گف انشالله رنگ دختر نبینم و هرچی میارم پسر بشه. درحالیکه من عاشق دختر بچه ام. خلاصه اینکه من خیلی دچار تردیدم و توی زندگیم احساس بلاتکلیفی میکنم. از یه طرف دوس ندارم تا آخر عمرم به همسرم ترحم کنم و دوس دارم با عشق کنارش باشم ولی متاسفانه این مشکلات منو نسبت به همسرمم دلسرد میکنه. چون میگه مادر من درست بشو نیست و منم یه دونه ام مجبورم کاراشو تحمل کنم. تو هم اگه میتونی با شرایط من کنار بیای بمون ولی اگه اذیت میشی من مانع خوشبختیت نمیشم برو ازدواج کن. حالام من موندم با یه دنیای مبهم پیش روم که نمیدونم چی قرار سر زندگی و  آیندم بیاد. بچه دار بشم یا نه؟ همیشه یه گوشه ذهنم طلاق هست. ولی بخاطر خانوادم که خیلی روی من حساس هستن و غصه میخورن و شوهرم که میدونم بعد جدا شدن شاید هیچ کسی مثه اون سر راهم قرار نگیره، نمیتونم طلاق بگیرم. ناگفته نماند مادر شوهرم خیلی هم اهل دعانویسی و جادو جنبله. به حدی که کارایی کرده که باعث شده شوهرم که انقدر عاشقمه خودش میگه همش حس میکنم دعایی کردن منو. همش دلم میخواد باهات لج کنم. بزنمت بهت گیر بدم. درحالی که جونم برات در میاد. من خودم چندبار به چشم دیدم کارای مشکوک میکرد تو خونمون. حتی برای جواب  منفی بود ولی  همچین چشم بسته و بدون تحقیق و خیلی سریع جواب مثبت گرفتن و همه چی خیلی زود اتفاق افتاد. حالا به لطف خدا از همسرم راضیم ولی ازحانوادش اصلا. خواهش میکنم راهنماییم کنین چکار کنم. این بلاتکلیفی و سردرگمی داره ذره  ذره جسم و روحمو میخوره و آب میکنه. آیا با این شرایط من بچه دار شدن کار عاقلانه ایه؟ چکارکنم که به زندگیم دلگرم بشم و به خانواده همسرم فکر نکنم؟
    zeinab
    عزیزم واگذارش کن به خدا، سخته اما حتما راهی هست . به نظرم اگه امکانش هست برین یه جایی که کمی ازخانواده شوهرت دور باشی، دوری و دوستی! وقتی از هم دور باشین تنش ها هم کمتر میشه . به همسرتون بگین دوسش دارین و انتظار دارین که ازتون جلوی مادرش دفاع کنه بدون اینکه بهش بی احترامی کنه . میدونم این کار شاید فایده چندانی نداشته باشه اما حداقل مایه دلخوشی شماست و احساس میکنید جلوی خانوادش تنها نیستید
    احمد
    بهترین راه همینه که یه کم از مادرشوهرتون دور بشین،هم شما هم همسرتون. روابطتون رو با خانواده همسرتون کمتر کنید.یه جوری فاصله رو زیاد کنید مثلا یکبار در هفته بیشتر هم رو نبینید.
    از جروبحث خودداری کنید سعی کنید  اصلا به حرفاش اهمیت ندید قبول کنید اخلاقش همینجوریه و تغییر نمیکنه برای همین برای راحتی خودتون هم که شده سعی کنید به حرفاش اهمیت ندید و براتون مهم نباشه. فکر کنید با دیوار حرف میزنه.خودتون رو بی خیال بگیرید.
    حرف زینبم خوب بود،همسرتون به حالت ناراحت و جدی بتونه به مادرش بگه کمتر گیر بده احتمالا یه کم کوتاه بیاد.

    حس ترحم برای یه زندگی دونفره خیلی بده خواهشا این حرفو نزنید ترحم یعنی فقط بخاطر اینکه دلتون براش میسوزه باهاش زندگی میکنید و زیاد دوسش ندارید.
    برای بچه هم یه کم دیگه صبر کنید چون بچه بیاد بیشتر مادرشوهرتون رو میبینید شما هم  تحمل ندارید،باز خیلی ناراحت میشید. 
    این جادو جنبل ها روی آدمی که واجبات روزانه اش رو انجام میده و مومن هست هیچ تاثیری نداره،نگران نباشید.
    *احمد*
    با سلام جنگ بین مادر شوهر و عروس از قدیم تا امروز بوده و پایانی هم نخواهد داشت فقط شدت ان کم و زیادتر میشه از نظر خانواده شوهر عروس مثل دزدی است که پسرشونو برده و از اونا دور کرده  و دیگه مال اونا نیست به نظر بنده همسر شما میتونه نقش مهمی برای حل این مشکل ایفا بکنه سعی کنه وابستگیش به خانوادش کمتر کنه یاد بگیره که دیگه زندگی مستقلی داره باید مسئولیت پذیر باشه در عین حال با سیاست و تفکر خانواده خودش رو هم راضی نگه داره شما هم زیاد حساسیت نسبت به این موضوع نشان ندهید زمان همه چیو درست میکنه موفق باشید.
    ناشناس
    هرکاری کرد هرچی گفت همونو در مورد دختراش به کار ببر بگو هروقت خواهر شوهر هام اینجور بودن منم میشم.ببین باید از یه جایی دیگه کوتاه نیای نجابت زیادی نجاست میاره از خودت ضعف نشون نده وگرنه حریف روز به روز بیشتر اذیت میکنه.جوری رفتار کن تا بفهمه نمیخوای یه چیزایی رو بهش بگین. از عمد کفرش دربیار جوری که به نفع تو تموم بشه.این ترسم بذار تو جونش که اگر تمومش نکنه مهریه  رو میگیرم از پسرت اونوقته که باید بخاطر پسرش کوتاه بیاد .واسه کارات دلیل موجه بیار مثلا اگر یه مدت نرفتی خونشون شاکی شد بگو کار داشتم نشد بیام در مورد خانواده خودت حرف نزن پیششون سعی کن در بی خبری باشن اینجور بهتره مجبوره بیاد سمتت واسه خبر گرفتن اونوقته که میخ رو بکوب .
    سنگ صبور
    ممنون از نظرات خوبتون. یکم دلگرم شدم. انشالله که درست بشه. چون واقعا دیگه بریدم. بعد پنج سال هیچی بهترنشده که بدترم شده. فقط توکلم بخداست. انشالله خودش هدایتش کنه😢😢
    بیتا
    خدا خودش عاقبت همه ما رو بخیر کنه،فعلا تنها گزینه برای شما پیدا کردن شغل برای همسرتون اونم خارج از شهر اقامت خودتون هست یعنی بنظرم اگه نقل مکان کنین بهتر باشه چون به قول زینب دوری و دوستی،حداقل شما که برین از اونجا،خانواده هاتون که نمیرن همدیگرو ببینن، و اینکه دیگه خودشون هم  نمیتونن بهتون سخت بگیرن چون نمیتونن شما رو ببینن حداقل و بهترین کار برای شما اینه فعلا،دختر دایی من هم همسر یک اقایی شد که خب مادرش براش ابرو نذاشته بود تو در و همسایه ها هر جا میرفت یه حرفی درست میکرد خوبی میکرد جوابش بدی بود،اون با خواهر شوهرش دوست بوده و از این طریق اشنا شدن ولی بعدش به لطف مادر پسره خواهرای پسره هم از دختر بیچاره دل کندن و باهاش بد شدن،دختر داییم خیییلی لاغر شده بود خیلی گریه میکرد وقتی رفته بود دکتر،دکتره وقتی دیده گریه میکرده بهش گفت حتما مادر شوهرت باهات بد هست حتی تا مرز سکته هم پیش رفت باورتون نمیشه،حتی یک مدت پسره رو هم خام کرده بودن و خود پسره هم باهاش بد بوده تا اینکه وقتی فهمیدن پسره دفته بیرون،مادره و دختراش رفتن خونه اونا و هر چی میدونستن بار دختره کردن دیگه این هم از تنگی نفس نفس و بغض نزدیک بوده خفه بشه که باباش همون لحظه به دادش رسیدن،
    بعدشم که به پیشنهاد همگی،بار زدن و رفتن یک شهر دیگه الانم یک دختر داره و یکی هم تو راهه:)) قراره خوشبخت باشه ادم هر جای دنیا بره میتونه خوشبخت باشه ولی قراره بدبخت باشه هم توی شهر خودش باشه هم اوضاع همینه بهتر نمیشه،الانم زندگی سرشار از ارامش دارن
    براتون زندگی توأم با ارامش را خواستارم
    ببخشید که طولانی شد.
    بهار
    چه مادرشوهری ،خدانیاره ،خوشحالم مادرشوهر ندارم ،مادرشوهرم وقتی شوهرم 19سالش بوده فوت شده ،خدا به تو باهمچین مادرشوهری صبر بده ،من بودم صددرصد طلاقمیگرفتم
    نظر شما تائید خواهد شد اگر عاری از توهین، تحقیر، تهمت، تمسخر، شایعه پراکنی و نظرات گمراه کننده باشد.
    لطفا در مورد موضوع اصلی پست نظر بدید و برای بحث های جدید ، سوال یا مطلب جداگانه ارسال بفرمائید.
    نظراتی که خصوصی ارسال می شوند قابلیت نمایش عمومی (در این صفحه) را ندارند.

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    به سایت خانواده برتر خوش آمدید.
    هدف ما از ایجاد این سایت ، فراهم آوردن محیطی ساده و کارآمد برای مشورت آزادانه در مورد مسائل ازدواج ، روابط زناشویی ، روانشناسی ، پوست و مو ، پزشکی ، کسب و کار و ... است. منتظر مطالب و نظرات ارزشمند شما هستیم.
    دنبال کنندگان ۴۰۰+ نفر
    خانواده برتر را دنبال کنید
    Designed By Erfan Powered by Bayan
    scroll bar code