خانواده برتر

تبادل نظر درباره مسائل انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید
جدیدترین مطالب
پربازدیدترین های امروز
آخرین نظرات
موضوعات

  • دختری به ظاهر مهربان از اعتمادم سو استفاده کرده (۵۹ نمایش) - (۲ نظر)
  • دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن (۲۴۶ نمایش) - (۱۲ نظر)
  • هر کی از راه میرسه فورا عاشقم میشه ! (۶۳۸ نمایش) - (۲ نظر)
  • چرا هیچکس منو نمیبینه ؟؟؟ (۶۲۲ نمایش) - (۹ نظر)
  • همسرم قرص ترامادول مصرف میکنه (۱۶۵۶ نمایش) - (۲ نظر)
  • به دوست دختر سابق رفیقم علاقه مند شدم (۱۸۶۱ نمایش) - (۲ نظر)
  • راهنمایی در مورد دروس حوزوی (۲۰۶۸ نمایش) - (۰ نظر)
  • خواستگار مناسبی دارم ولی به دلم ننشسته (۲۵۶۹ نمایش) - (۹ نظر)
  • نشانه های متاهل بودن مرد پیشنهاد دهنده رابطه (۲۴۳۵ نمایش) - (۰ نظر)
  • مادرم وسواسیه و تو خونه مشکل دارم باهاش (۳۰۷۴ نمایش) - (۳ نظر)
  • شخصیت آروم (۳۷۰۵ نمایش) - (۱ نظر)
  • احساس میکنم یک علاقه دوطرفه وجود داره ولی چیزی بهم نمیگن (۳۷۷۴ نمایش) - (۳ نظر)
  • شوهرم نازمو نمیکشه ! (۴۵۰۸ نمایش) - (۴ نظر)
  • چند سوال درباره اجنه (۴۱۹۸ نمایش) - (۴ نظر)
  • مشکل در ایجاد ارتباط برای ابراز علاقه (۴۶۰۲ نمایش) - (۳ نظر)
  • چند سوال درباره ادامه تحصیل در رشته حقوق (۴۶۷۴ نمایش) - (۳ نظر)
  • شرکت‌ در کنکور ریاضی‌ به‌ خاطر‌ نگرفتن نتیجه در‌ تجربی (۴۴۴۳ نمایش) - (۲ نظر)
  • مضرات خود ارضایی و رابطه جنسی بعد از عمل پی آر کی چشم (۴۷۸۴ نمایش) - (۰ نظر)
  • احساس شما در برخورد با یک خانم بی حجاب یا بدحجاب (۷۶۲۶ نمایش) - (۸ نظر)
  • همه تلاش من بی نتیجه موند (۷۲۵۳ نمایش) - (۵ نظر)
  • از شنیدن اینهمه خصومت آزرده ام و حالم گرفته ست (۸۱۳۳ نمایش) - (۴ نظر)
  • در برخورد با دخترا دست و پامو گم میکنم (۸۷۹۱ نمایش) - (۴ نظر)
  • از همه اقوام بدی دیدم دیگه میخوام تنها باشم (۸۸۸۰ نمایش) - (۸ نظر)
  • میل جنسی همسرم به شدت کاهش پیدا کرده (۹۲۹۵ نمایش) - (۱ نظر)
  • از بوی بدن همسرم بدم میاد (۹۳۳۶ نمایش) - (۱۵ نظر)
  • تردید برای انتخاب رشته پزشکی تعهد به خدمت یا فیزیوتراپی (۹۸۶۶ نمایش) - (۴ نظر)
  • به نظرتون یک خانم چطوری می تونه مستقل بشه؟ (۱۰۶۹۷ نمایش) - (۷ نظر)
  • آیا خواستگارم میتونه تو روابط جنسی نیاز هامو برطرف کنه؟ (۱۰۸۵۸ نمایش) - (۸ نظر)
  • مشکل ورم مغز نوزاد بعد از زایمان (۱۱۱۹۰ نمایش) - (۰ نظر)
  • چند سوال درباره عمل لیزیک چشم (۱۱۳۰۹ نمایش) - (۶ نظر)
  • قبل از عروسی همسرم فوت کرد الان برادرش خواستگارم شده (۱۸۷۱۱ نمایش) - (۲۶ نظر)
  • خانم های متاهل چرا از متاهلی گلایه دارید؟ (۱۱۲۱۲ نمایش) - (۴ نظر)
  • روش کاهش میل جنسی دختران مجرد (۱۱۶۵۵ نمایش) - (۵ نظر)
  • جبران ضعف بدنی بعد از ترک خودارضایی (۱۱۱۳۵ نمایش) - (۲ نظر)
  • تاثیر پوشیدن جوراب در رابطه جنسی (۱۱۵۵۱ نمایش) - (۱ نظر)
  • حس میکنم جایی که هستم حقم نیست. (۱۱۱۰۹ نمایش) - (۱۷ نظر)
  • چی کار کنم که دیگران از من برداشت بدی نداشته باشند؟ (۱۰۴۱۱ نمایش) - (۶ نظر)
  • عاشق مردی متاهل شدم !!! (۲۱۸۲۳ نمایش) - (۲۸ نظر)
  • چکار کنم که به خانواده همسرم فکر نکنم؟ (۱۰۳۰۱ نمایش) - (۷ نظر)
  • نظرتون درباره رشته روانشناسی چیه ؟ (۹۹۶۷ نمایش) - (۵ نظر)
  • بهترین راه برای از بین بردن ترک های پوستی چیه ؟ (۹۹۰۰ نمایش) - (۳ نظر)
  • ای قاضی مردم چی میگن آبادی آبادی آبادی (۱۰۰۵۲ نمایش) - (۳ نظر)
  • چه جوری ظاهر بشم که مورد توجه قرار بگیرم ؟ (۱۰۴۶۰ نمایش) - (۹ نظر)
  • درمان ریزش مو (۱۰۰۶۳ نمایش) - (۴ نظر)
  • مشکل کوچکی سینه (۱۱۰۱۶ نمایش) - (۵ نظر)
  • با صحنه خود ارضایی همسرم مواجه شدم ! (۲۲۵۴۷ نمایش) - (۵۵ نظر)
  • به خواهر دامادمون علاقه مند شدم ! (۹۹۷۸ نمایش) - (۵ نظر)
  • برای انتخابش دو دلم (۹۷۲۰ نمایش) - (۲ نظر)
  • بهش اجازه نزدیکی بدم ؟ (۱۰۵۰۳ نمایش) - (۱۵ نظر)
  • دیگه هیچ امیدی به ادامه زندگی ندارم (۹۹۰۴ نمایش) - (۱۷ نظر)

  • 50 صفحه پربازدید 24 ساعت اخیر

    کد پربازدیدترین


  • سوال کننده
    سلام.تشکر میکنم از راهنماییهای برادرانتون.ممنونم که وقت ...
    ۲۶ بهمن ۹۷، ۲۳:۰۸ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • رنگی رنگی
    لعنت ب ی همچین ادمایی که وجه ی مذهبی ها رو با خاک یکسان میکنند
    ۲۶ بهمن ۹۷، ۱۴:۵۶ در پست : دختری به ظاهر مهربان از اعتمادم سو استفاده کرده
  • قاصدک
    سلام.بنظر من شما باید اعتماد به نفستون رو حفظ کنید .اون ...
    ۲۶ بهمن ۹۷، ۱۳:۱۵ در پست : دختری به ظاهر مهربان از اعتمادم سو استفاده کرده
  • امیرحسین
    سلام بر شما خواهر گرامی  اگر نظر من شما را ناراحت کرد از ...
    ۲۵ بهمن ۹۷، ۲۰:۳۹ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • سوال کننده
    اینجا یه شعر از سیمین بهبهانی میذارم: _پیر ماه وسال هستم ...
    ۲۵ بهمن ۹۷، ۱۰:۳۲ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • سوال کننده
    به امیرحسین ممنونم از نظر جامع وکاملتون.من همیشه دوست داشتم ...
    ۲۵ بهمن ۹۷، ۰۹:۵۰ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • امیرحسین
    دیدم با توجه به این موضوع که نظر قبلیم طولانی شد ادامه ...
    ۲۵ بهمن ۹۷، ۰۱:۱۰ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • امیرحسین
    امیدوارم که شما هر چه زودتر به ارزوی خود برسید ولی چون شما ...
    ۲۵ بهمن ۹۷، ۰۰:۳۳ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • حنا
    سایت خیلی عالی دارین امیدوارم بیشتر از اینا پیشرفت کنید
    ۲۳ بهمن ۹۷، ۲۱:۴۴ در پست : پست ثابت خانواده برتر
  • سوال کننده
    مرسی از دلگرمیتون.ممنونم که به حرفام توجه کردین.نمیدونم ...
    ۲۳ بهمن ۹۷، ۱۷:۱۳ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • سوال کننده
    سلام.من بارها سرزدم  اینجا ببینم واسم نظری گذاشته میشه یا ...
    ۲۲ بهمن ۹۷، ۲۰:۳۱ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • سوال کننده
    غنچه از خواب پرید وگلی تازه بدنیا آمد خارخندید و به گل گفت ...
    ۲۲ بهمن ۹۷، ۱۱:۱۹ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • سارا جوووووووونز
    سوال کننده چی شد رفتی؟  نظرت چیه؟
    ۲۱ بهمن ۹۷، ۰۰:۰۷ در پست : چرا هیچکس منو نمیبینه ؟؟؟
  • سوال کننده
    آقای اسماعیلی ممنون از نظرتون.ولی بنظر من پسری که واقعا ...
    ۲۰ بهمن ۹۷، ۲۰:۱۳ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • سوال کننده
    به آقای اسماعیلی.مرسی از آرزوی قشنگتون.منم این آرزو رو برای ...
    ۲۰ بهمن ۹۷، ۱۷:۵۳ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • علی اسماعیلی
    آرزو میکنم هر چه زودتر کسی رو که واقعاً دوستتون داره و شما ...
    ۲۰ بهمن ۹۷، ۱۵:۳۲ در پست : دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن
  • محمد
    سلام فقط من کاری ندارم به این ولی بدون عقد باید محرم نامحرم رو رعایت کنید
    ۱۹ بهمن ۹۷، ۰۳:۴۷ در پست : بهش اجازه نزدیکی بدم ؟
  • حمید
    آلت طبیغی 12 الی 15 سانته..دخترایی ک توقع بزرگتر از این ...
    ۱۳ بهمن ۹۷، ۱۹:۵۳ در پست : احساس میکنم آلت تناسلی کوچکی دارم
  • سوال کننده
    سلام. مرسی سارا جوووووووونز از راهنماییت.حتما سر میزنم.
    ۱۱ بهمن ۹۷، ۱۸:۰۳ در پست : چرا هیچکس منو نمیبینه ؟؟؟
  • سارا جوووووووونز
    سلام اون کانال یک تبلیغ نیست،،  خود من هم هیچ کاره ام اونجا ...
    ۱۱ بهمن ۹۷، ۰۰:۳۳ در پست : چرا هیچکس منو نمیبینه ؟؟؟
  • سارا جوووووووونز
    زیرنظر مدرس بزرگ #قانون_جذب💥 استاد👈 #امیر_شریفی👉 اگه ...
    ۱۱ بهمن ۹۷، ۰۰:۳۱ در پست : چرا هیچکس منو نمیبینه ؟؟؟
  • هاوژین
    سلام خواهرا وبرادرا حالتون چطوره چند باری اومدم اینجا بعد ...
    ۱۰ بهمن ۹۷، ۱۷:۰۱ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • سوال کننده
    به اقای اسماعیلی تشکر از توجهتون.حق باشماست همه نمیتونن ...
    ۶ بهمن ۹۷، ۲۲:۴۶ در پست : چرا هیچکس منو نمیبینه ؟؟؟
  • علی اسماعیلی
    سلام وقت به خیر ببینید شما باید مشخص کنید از یک رابطه ...
    ۶ بهمن ۹۷، ۲۱:۳۴ در پست : چرا هیچکس منو نمیبینه ؟؟؟
  • سوال کننده
    سلام.هیچکس واسم نظر خاصی نذاشته.من الان یه داستان جالب ...
    ۶ بهمن ۹۷، ۱۴:۴۸ در پست : چرا هیچکس منو نمیبینه ؟؟؟
  • M
    با تموم وجود درکت می کنم.منم مث مشکل تو رودارم.آقام ، متاهل ...
    ۶ بهمن ۹۷، ۰۰:۰۵ در پست : هر کی از راه میرسه فورا عاشقم میشه !
  • گلناز
    سلام.خوش به حالت.لابد خیلی خوشگلی.
    ۵ بهمن ۹۷، ۲۲:۳۲ در پست : هر کی از راه میرسه فورا عاشقم میشه !
  • زیبا
    سلام.اینجا محیطیه که به این درددلها توجهی نمیشه.فقط به روابط دختر پسر توجه میشه.
    ۵ بهمن ۹۷، ۲۲:۲۹ در پست : چرا هیچکس منو نمیبینه ؟؟؟
  • س
    سلام .من بعنوان فردی که خودم این مشلو داشتم نظرم اینه با ...
    ۳ بهمن ۹۷، ۲۳:۵۳ در پست : مادرم وسواسیه و تو خونه مشکل دارم باهاش
  • س
    فکر کنم اینجاهم هیچکس سوال منو نمیبینه.
    ۳ بهمن ۹۷، ۲۲:۱۲ در پست : چرا هیچکس منو نمیبینه ؟؟؟
  • حسین
    همسر شما باید یک بار این رفتار رو ببیند تا یاد بگیرد مثلا ...
    ۲ بهمن ۹۷، ۱۱:۱۱ در پست : شوهرم نازمو نمیکشه !
  • حسین
    ببخشید نظرم ناقص شد! 2. متوجه میشه و حق میده که آره تند ...
    ۲ بهمن ۹۷، ۱۰:۵۳ در پست : نظرتون راجع به این شخص برای ازدواج چیه ؟
  • حسین
    سلام ممکنه این دختر خانم به دنبال اثبات علاقه شما به خودش ...
    ۲ بهمن ۹۷، ۱۰:۵۰ در پست : نظرتون راجع به این شخص برای ازدواج چیه ؟
  • حسین
    سلام چون این اولین باری است که با یک دختر ارتباط برقرار ...
    ۲ بهمن ۹۷، ۱۰:۳۶ در پست : تردید در نحوه شروع ارتباط با دختر مورد علاقه به منظور ازدواج
  • حسین
    سلام اول یک نکته رو بگم که شاید با خوندن این متن فکر کنید ...
    ۲ بهمن ۹۷، ۱۰:۲۶ در پست : دیگه هیچ امیدی به ادامه زندگی ندارم
  • سارا جوووووووونز
    همسر شما وقت انتخاب شما قبلش خداجون بهش دوتا چشم سالم عطافرموده.....  فقط خواستم همینو بگم
    ۲۷ دی ۹۷، ۲۱:۴۹ در پست : چطوری با وجود لاغر بودنم براش تحریک کننده باشم ؟
  • سارا جوووووووونز
    مگه از مادر مهربانتر داریم؟؟؟؟؟؟ 😐😐😐😐😐مطمئنی مشکل از ...
    ۲۵ دی ۹۷، ۲۰:۴۱ در پست : مادرم ذهنیت خانواده همسرم رو نسبت به من خراب کرده
  • ناشناس
    ترامادول بهش می گن اعتیاد خاموش زودی جلوش رو بگیرین پیشرفتش مصرفش خیلی سریعه
    ۲۴ دی ۹۷، ۲۱:۲۸ در پست : همسرم قرص ترامادول مصرف میکنه
  • سارا جوووووووونز
    براق کننده😨😨بدن نشنیدم والا مگه چی هست؟؟؟ اخه
    ۲۴ دی ۹۷، ۲۰:۱۲ در پست : روش استفاده از براق کننده بدن
  • سارا جوووونز
    ااگه فکررمیککنید دوسش دارید واقعا از ته دل شبیههمسر ...
    ۲۳ دی ۹۷، ۲۳:۵۱ در پست : به دوست دختر سابق رفیقم علاقه مند شدم
  • سارا جوووووونز
    خخخخخ چه سواله مضحکی.... من که تجربه شو نداشتم ولی میدونم ...
    ۲۳ دی ۹۷، ۲۳:۴۷ در پست : احساس میکنم آلت تناسلی کوچکی دارم
  • بیتا
    سلام فاطی خانم☺ نه من سال اول مشاور داشتم ولی سالهای بعدی ...
    ۲۰ دی ۹۷، ۱۸:۱۴ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • فاطی
    سلام بچه ها خسته نباشید به بیتا  لطفا اگه میشه بگید چه ...
    ۱۸ دی ۹۷، ۰۰:۴۶ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • دخترماه پیشونی
    ب بیتا مرسی ازدعای خیرت  بیتاجون😙🌷🌷 حتماسعی میکنم تابهمن ...
    ۱۵ دی ۹۷، ۲۱:۵۰ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • بیتا
    به دختر ماه پیشونی:باشه عزیزم حتما برات دعا میکنم خدا بهت ...
    ۱۵ دی ۹۷، ۰۸:۱۷ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • دخترماه پیشونی
    ب بیتا من قراره یه مدت برم ببینم چجوریه اگه خوشم ...
    ۱۴ دی ۹۷، ۲۳:۰۸ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • دخترماه پیشونی
    ب بیتا باشه عزیزدلم  بهت خبرمیدم حتما فقط برام دعاکن😘 ب ...
    ۱۴ دی ۹۷، ۲۲:۳۵ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • دکتر نجار به دختر ماه پیشونی
    نه کامنت نمیزارم،خیلی کم پیش بیاد ی چیزی بگم،اکثرا کاربر خاموشم
    ۱۴ دی ۹۷، ۲۱:۳۰ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • دکتر نجار به دختر ماه پیشونی
    انشالله موفق باشید،این استخدامی وزارت بهداشت که میگید ...
    ۱۴ دی ۹۷، ۲۱:۲۸ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • بیتا
    به دختر ماه پیشونی☺والا این که برای کنکور بخونی یا ن تصمیمش ...
    ۱۴ دی ۹۷، ۲۰:۴۱ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها


  • دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن

    • ۱۳:۰۲

    من خیلی حالم بده. واقعا کم آوردم. من اصلا به ازدواج فکر نمیکردم یعنی همیشه میگفتم نمیخوام ازدواج کنم . ولی همیشه توی رویاهای دورم یه کسی بود که میگفتم بالاخره به وقتش میاد.

    الان سی سالم داره تموم میشه و من چند وقته خیلی به این موضوع فکر میکنم. برای من معرف و واسطه زیاد بوده که همون تلفنی رد شدن. چون فکر میکنم خانواده ها تو ازدواج سنتی دختر یا پسرو مجبور به ازدواج میکنن. گفتم که تو ذهنم همیشه یه ایده ال بوده منظورم ایده ال خودمه یکی که منم دوسش داشته باشم اونم درکم کنه. اما تا حالا هیچکس به من ابراز علاقه نکرده. یه دوستی میگفت آقایون میترسن به دخترایی مثله تو نزدیک شن چون ازشون سری. ولی من اصلا این حس رو نسبت به خودم ندارم. برعکس فکر میکنم جذاب نیستم. الان چند وقته یعنی از وقتی رفتم تو سی سالگی همش فکرم درگیره که قراره در آینده چطور زندگی کنم. حس میکنم داره سنم از مرز میگذره و تنهام .به معنای واقعی کلمه تنهام ولی دربارش نمیتونم توضیح بدم چون ترحم نمیخوام. من همدردی میخوام. راهنمایی میخوام. 
    همیشه تو دنیای خودم زندگی کردم. الان نمیدونم فشار تنهاییه که باعث شده به این مسأله فکر کنم.
    خیلی هم فکر میکنم جوری که افسرده شدم. آدم خیلی حساسی هستم اونقدر که یه دوره طولانی بعد لیسانسم مریض شدم و اسیر خودم شدم. همه فکر میکردن تو دانشگاه من همون سال اول ارشد قبول میشم نمیدونستن قراره تا ده سال دچار بیماری شم. خیلی سختی کشیدم در واقع رنج کشیدم. من میخوام بگم دخترایی وجود دارن که هرگز با یه پسر دوست نبودن . دخترایی وجود دارن که هیچکس بهشون توجه نمیکنه . دخترایی هستن که تو این دنیا فقط خدارو دارن.
    علی اسماعیلی
    آرزو میکنم هر چه زودتر کسی رو که واقعاً دوستتون داره و شما هم دوستش دارین پیدا کنید.
    تعاملاتتون رو گسترش بدین شاید هر چه زودتر فرد مورد نظرتون رو پیدا کنید. در ضمن میتونید خواستگاراتون ببینید شاید از همین طریق یک نفر رو دیدین که واقعا از هم خوشتون اومد و صادقانه بهتون ابراز علاقه کرد و شما هم دوستش داشتین.

    سوال کننده
    به آقای اسماعیلی.مرسی از آرزوی قشنگتون.منم این آرزو رو برای همه مجردین دارم.تعاملاتم رو نمیتونم وتازه نمیدونم چطورگسترش بدم .درواقع من منتظرم اونی که میگم خودش منو پیدا کنه نه من اونو.درمورد خواستگاری حضوری هم من اولین وآخرین خواستگار حضوریم خیلی مورد خوبی بود ولی اونی نبود که من میخواستم.اونا پی گیر جواب بودن و خانواده من اصرار که چرا نمیخوامش.خلاصه کلی داستان داشتم سر راضی کردن خانوادم که بگید جواب منفیه وقضیه رو تموم شده بدونن.سراین جریان خیلی به من سخت گذشت وبرای همین دیگه هرگز اجازه ندادم خواستگارای واسطه ای برام بیان.نمیدونم چطور باید بگم دوست دارم طرف خودش منو انتخاب کنه بخاطر خودم.
    ایشالا درست میشه ولی شما هم باید تلاش کنید ، متاسفانه شرایط اقتصادی این قدر به پسرا فشار آورده که واقعا میترسن واسه ازدواج پا پیش بزارن اکثرا تو سن بالا به فکر ازدواجن ، ابراز علاقه های زودگذر هم فقط واسه روابط موقت هست باید خیلی حواستون به خودتون باشه... در عین حال اگر متوجه شدین آقا پسری بهتون علاقه مند حالا هر جوری تشخیص دادین ولی معمولا از نگاهشون پیداست ، شما هم اگه احساس علاقه کردین ی جوری توجهشون رو جلب کنین که بفهمه شما هم متوجه هستین...
    سوال کننده
    آقای اسماعیلی ممنون از نظرتون.ولی بنظر من پسری که واقعا دختریو بخواد منتظر نمیمونه دختر بهش توجه کنه.خودش یا همراه یه بزرگتر پا پیش میذاره.من نمیتونم جلب توجه کنم.این کارو درشأن خودم نمیبینم.امیدوارم آقایون به مرحله ای برسن که بتونن خواستشون رو خیلی محترمانه بیان کنند.به نظرمن پسری که خیلی به یه دختر نگاه میکنه مناسب نیست.من خودم حس خوبی ندارم وقتی آقایی زیادنگاه میکنه.فکرکنم اکثر دخترا همینطورن.یک مرد واقعی مستقله.خودش عاقلانه تصمیم میگیره وشجاعانه میاد جلو.همچین مردی حتی اگه وضع اقتصادیش بد باشه اینقدر شجاع هست که خواستشو بیان کنه ومیشه روش حساب کرد.میشه براش صبرکرد..با این اوصاف ترجیح میدم تنها باشم وتاهمیشه منتظر .بخاطر وقتی که گذاشتیدممنونم.
    خواهش میکنم ، موفق و خوشبخت باشید.🌹🌹🌹
    سوال کننده
    غنچه از خواب پرید
    وگلی تازه بدنیا آمد
    خارخندید و به گل گفت سلام
    وجوابی نشنید
    خاررنجید ولی هیچ نگفت
    ساعتی چند گذشت
    گل چه زیبا شده بود
    دست بیرحم که آمد نزدیک
    گل مغرور ز وحشت پژمرد
    لیک خار در دست خلید
    وگل از مرگ رهید
    صبح فردا خار باشبنمی از خواب پرید
    گل صمیمانه به او گفت:سلام
    سوال کننده
    سلام.من بارها سرزدم  اینجا ببینم واسم نظری گذاشته میشه یا نه.خنده داره خودم واسه خودم نظر میذارم.شعر بالا رو خیلی دوست دارم اینجا هم گذاشتمش.آدم تو تنهایی با خودش حرف میزنه مثله من.هنوز نمیدونم چطور باید بگذرونم روزا رو.شاید دوباره شروع کنم.تازه حالم بهتر شده و شاید بتونم برای ارشد بخونم وبرم یه دانشگاه خوب مثله قبل.میخوام خودمو با درس سرگرم کنم.درسته عقب موندم از خیلیا ولی بازم میشه جبران کرد.نمیدونم اگر دیگران جای من بودن چیکار میکردن.نمیدونم چرا دارم این حرفارو اینجا میزنم.شاید برای اینکه تو این تنهایی دارم دیوونه میشم.شاید چون میخوام دیگران حرفامو بخونن ومن حس کنم هنوز وجود دارم.یه سررسید دارم وتوش درد دلامو مینویسم.نوشتن آدمو سبک میکنه.امیدوارم بتونم از نو شروع کنم و ده سال گذشته رو جبران کنم.کاش همه آدما به همه خواسته هایی که به صلاحشونه برسن.چقدر خوشحالم که حرفامو اینجا زدم.میدونم شاید هیچکس نخونشون ولی من دوست داشتم حرفامو اینجا بنویسم.اینجایی که من هستم
     هوا خیلی سرده.درسته هواسرده ولی امیدوارم قلبای هممون گرم گرم باشه.
    دلتون گرم باشه روزای خوب میرسه تلاش کنید آیندتون خوب میشه اگه این روز هاتون رو به خوبی بگذرونید مطمئن باشید خدواند حواسش بهتون هست حتما کسی لیاقت شما رو نداره که تا حالا سر راهتون قرار نگرفته .
    سوال کننده
    مرسی از دلگرمیتون.ممنونم که به حرفام توجه کردین.نمیدونم تخصص شما چیه ولی میدونم مشاور خوبی هستید چون قدرت درکتون بالاست.بارها وبارها نظرتونو خوندم.حتی موقع خوندنش اشک ریختم..شاید خودتونم باورتون نشه.مرسی که با حرفاتون باعث شدید بدونم هنوز فردای خوبی هست که به امیدش زندگی کنم.مرسی که باعث شدید بدونم هنوز انسانهایی هستند که به فکر دیگرانند حتی اگه کیلومترها از هم فاصله دارند.ممنونم از خانواده برتر که برای من واقعا مثله یک خانواده است.خانواده ای که اعضاش همو نمیشناسن ولی قلباشون یه جورایی بهم پیوند خورده.شاید فکر کنید اغراق میکنم ولی من احساس واقعیمو گفتم.فکر کنم بهتره دیگه سکوت کنم و فقط خواننده باشم.هرچند دلم میخواست برام نظر بذارن.ولی انگار جز خودم کسی نیست .آقای اسماعیلی بازم بخاطرتوجهی که به نوشته هام  داشتید تشکر میکنم وآرزوی بهترین هارو براتون دارم.راستی اینجا داره برف می باره..پشت شیشه های اتاق زمستونه ولی قلب من دیگه زمستونی نیست.خداجونم شکرت.
    خدا را شکر ، ممنون از شما که به ما دلگرمی میدین برای فعالیت در این زمینه، یکم صبر کنید قطعا کسانی که تجربه داشتن حتما اگه این مطلب رو ببینند قطعا همدلی میکنن باهاتون ...ایشالا همیشه چراغ دلتون روشن باشه🙏✌️🌹
    امیرحسین
    امیدوارم که شما هر چه زودتر به ارزوی خود برسید ولی چون شما راهنمایی خواسته بودید گفتم که نظر خود را به عنوان برادر کوچکتر به شما بگویم  ببینید خانم با توجه به متن شما من متوجه شدم که شما دختر حساسی هستید و همچنین معتقد به عشق در یک نگاه می باشید و هنوز در یکسری رویا های دوران کودکی خود مانده اید ( ببخشید کمی صراحتا این موضوع را می گویم ) ولی این احساسات شما حتی به ادامه تحصیل شما هم صدمه جدی زده است احتمالا شما دارید نگاه می کنید که دوستانی که در دوران مدرسه و دانشگاه داشتید غالبا ازدواج کرده اند و الان شما تنها هستید و عقب بودن شما در این موضوع نسبت به انها شما را بیشتر ناراحت می کند و احیانا صحبت هایی که متاسفانه در جمع های فامیلی نسبت به این موضوع می شود شما را بیشتر و بیشتر اندوهگین می کند و باعث می شود شما باز هم به احساستان رجوع کنید نمی خواهم که شما را نگران کنم ولی با بالاتر رفتن سن شما ( با توجه به اینکه از سن سی سال گذشته اید ) احتمال ازدواج شما و برخورد کردن با خواستگارانی خوب برای شما کاهش می یابد اما حال باید چه کرد در این زمان من و امثال من در این گونه سایت ها یا حتی اقوام و دوستان تنها می توانند راهنمایی کوچکی به شما بکنند و کمک اصلی را شما باید خودتان به خودتان بکنید به این صورت که شما در این سنی که از خدا گرفته اید می خواستید چه شخصیتی باشید و الان چه شخصیتی هستید ( خود شناسی ) می خواهید چه تغییراتی روی شخصیت کنونی خود انجام دهید حال با توجه به چنین شخصیتی که دارید چه شخصیتی برای ازدواج با شما مناسب است حال بعد از فهمیدن این موضوع با منطق نه با احساس خود را جای این شخصیت آقا پسر مد نظر خود بگذارید ببینید آیا می تواند به صورت دلخواه شما به شما پیشنهاد ازدواج بدهد ( به طور غیر سنتی ) چون آن موردی که برای شما بهترین گزینه است یا حتی یک گزینه معقول است ایا شما هم برای او بهترین گزینه هستید؟ و اگر هستید آن شخصیت چگونه باید متوجه شود که شما گزینه مورد نظر او هستید چون با توجه به متن شما شما هیچگونه رابطه ای را با جنس مخالف ندارید پس آن مورد ازدواج به چه دلیل باید به شما نزدیک شود تنها بدلیل ظاهرتان !!!!!
    من البته شرایط شما را کاملا نمی دانم که آیا شما شاغل هستید و با مورد های جدیدی در محل کار آشنا می شوید یا نه ولی با توجه به اینکه کمی سنتان دارد بالا میرود ( با عذر خواهی مجدد بابت یادآوری این موضوع ) بعد از اینکه به نتیجه رسیدید که چگونه شخصیت و ظاهری مد نظر شماست با خانواده خود صحبت کنید که شما در چه شرایطی هستید و چگونه گزینه ای را برای ازدواج می خواهید و دلیل این انتخابتان چیست ( البته با توجه به این موضوع که در گذشته برای رد کردن خواستگار در خانواده خود مشکل داشتید شاید قانع کردن آن ها کمی سخت باشد ولی همواره یادتان باشد که در صورتی که حرفتان منطقی باشد و با آرامش بدون احساساتی شدن بیان شود می توان گفت که پس از مدتی می توان آن را به کرسی نشاند و اعضای خانواده را راضی به قبول آن حرف نمود ) و بعد اجازه دهید که خواستگاری های سنتی از شما صورت بگیرد خانواده نیز می تواند در این زمینه به شما کمک کند که خواستگار های بیشتری داسته باشید ( با معرفی های ضمنی و از راه دور شما به اقوام دیگر ) و همچنین مشورت دادن راجع به خواستگار ها کمک کنند که شما انتخاب بهتری داشته باشید .
    امیرحسین
    دیدم با توجه به این موضوع که نظر قبلیم طولانی شد ادامه موضوع را در این جا بیان کنم
    شما تصور می کنید چند درصد از پسرانی که در یک نگاه عاشق می شوند بدلیل ظاهر یک زن عاشق او می شوند ؟ حال از این تعداد پسران تعدادی با توسل به یکسری بهانه تراشی تلاش می کنند علت اصلی را حتی در ذهن خودشان سرکوب کنند ( البته منظورم تمامی عشق در یک نگاه نمیباشد ولی به نظر من اکثرا این گونه است ) مثلا می گویند که دختر پاک و معصومی است یا بهانه های دیگر در صورتی که اگر دختر پاک یا معصومی باشد یا دارای سجایای اخلاقی دیگری باشد تو باید یا صحبت کردن و در ارتباط بودن طولانی با او متوجه این موارد شوی نه در یک نگاه             

    حال این افراد وقتی کمی می گذرد و اولین درگیری در زندکی مشترک شکل می گیرد آن بت هایی که در ذهن خود از هم ساخته اند از میان میرود و زندگی خود به خود فرو می پاشد 
    یا اینکه آن مرد با گذشت چند سال از زندگی اش آن جذابیت های اولیه ای که آن خانم برای او داشته از میان می رود و به صورت ناخود آگاه آن صفات اولیه ای را که به آن زن نسبتداده است را فراموش میکند و تازه با اولین کنش طبیعی در زندگی می گوید من گول تو را خوردم و مانند کسی که از او کلاهبرداری کرده با زنش رفتار می کند یا به سمت خیانت پیش می رود به نظرم باید از این جنبه ها هم به عشق در یک نگاه نگریست که متاسفانه در جامعه به آن نگاه نمی شود و اگر افرادی بودند که در ابتدای زندگی با این روش خوشبخت بودند دلیل نمی شود که این روش ازدواج روش مناسبی باشد 
    از ادامه کامنت هایی که شما دادید می توان خوشحال بود که شما کمی روحیه گرفته اید و کمی حرف زدن شما را سبک کرده است می خواهید ادامه تحصیل دهید که قطعا کار خوبیست اما خواهرم هر کاری جای خود را دارد شما اگر تا دکتری هم تحصیل کنید فقط به این دلیل که اوقات خود را سپری کنید بدون توجه به این که چه کسی هستید و چه چیزی از زندگی خود می خواهید تنها باعث می شود لذت هایی را که خداوند در زندگی یکایک ما گذاشته است که از آن ها استفاده کنیم را نیابیم و زندگی خود را بدون هدف بدون توجه به این که با گذشت هر روز از زندگیمان در واقع ما یک روز به مرگ نزدیک می شویم سپری کنیم . امیدوارم متن طولانی اینجانب کمکی هر چند اندک به شما بکند 
    با آرزوی موفقیت روز افزون و خوشبختی برای شما
    سوال کننده
    به امیرحسین
    ممنونم از نظر جامع وکاملتون.من همیشه دوست داشتم تحصیلاتم رو ادامه بدم و برم سرکار ومستقل باشم.دوست داشتم معلم شم وبا بچه ها ومحیط آموزشی سروکار داشته باشم .فقط همین.هیچوقت به ازدواج فکر نکردم و همونطور که قبلا گفتم توی رویاهای دورم یه کسی بود که بالاخره خودش میومد.شما حق دارید بگید من تو رویاهای کودکی موندم.من نتونستم ادامه تحصیل بدم بخاطر شرایط روحیم. یه مدت سرکار رفتم وهمه ازم راضی بودن.اما ادامه ندادم.حتی خواستگارهای جدیدی هم پیدا شدند.ولی من اصلا قصد ازدواج نداشتم.بنظر من ازدواج یعنی مسءولیت پذیری ومن هرگز خودم رو درحدی ندیدم که بتونم مسءولیت یه زندگ روقبول کنم.شاید چون خیلی وابسته به خانوادم بودم واونا همیشه همه چیزو واسم فراهم میکردن.من چند سال پیش بدترین اتفاق زندگیمو تجربه کردم.من از درون شکستم.من تنهایی رو با تمام وجودم حس کردم.اگه قبلش یه آدم خوشبخت بودم وبخاطر چیزای پوچ وبیهوده ناراحت میشدم حالا تلخ ترین وبدترین روزای  عمرمو میدیدم.هرچند تو گذشته های دورم اتفاقات تلخی بود ولی این اتفاق بدترین بود.قبلا گفتم که فشار تنهایی باعث شد به ازدواج فکر کنم.من از نظر خودم قیافم معمولیه پس انتظار ندارم کسی بایک نگاه عاشقم بشه.اتفاقا بنظرم دو نفر تا کاملا همو نشناختن از نظر رفتار واخلاق وروحیات هرگز نباید برن زیر یه سقف.اونجا که گفتین یه پسر از کجا بفهمه  یه دختر همونیه که اون میخواد وقتی هیچ برخوردی ندارن مشکل من همینجاست.در هرصورت نمیدونم چه باید کرد.ازدست من که کاری ساخته نیست شاید من از طرزبرخورد وادب وارتباط یک آقا با دیگران خوشم بیاد ولی چه فایده.بقول خودتون از کجا معلوم من ایده آل اون آقا باشم یا نه.من خودم به تمام این مساءل فکر کردم.ویک مشکل دیگه اینه که من تعاملی با دیگران ندارم.در واقع هیچ دوستی ندارم.وراه حلی هم به ذهنم نمیرسه.مثلا چطور تعاملاتم رو گسترش بدم.شاید اگه کاری داشتم میشد ولی حالاکه ندارم.من همیشه فکر میکردم توی ازدواج دونفر همراه همن.باعث رشد وارتقاء همدیگه میشن درواقع دوتا دوستن.دوتادوست خیلی نزدیک.با این وجود و باحرفایی که شما زدید همون بهتر که تنها باشم.من خودم رو که میشناسم.ترجیح میدم بمیرم تا اینکه کسی بهم بگه گولش زدم و سرش کلاه گذاشتم.ترجیح میدم تنها باشم تا اینکه طرف بهم خیانت کنه.ترجیح میدم بازم تنها باشم تا توی دعوا طرف بگه لعنت به کسی که ماروبهم معرفی کرد.خلاصه نمیدونم چیکارکنم.همون بهترکه ازدواج نکردم اونم من با این روحیات.من همونقدر که با کوچکترین کارها ناراحت میشم با کوچکترین کارها خوشحال میشم.مثلا الان خوشحالم از راهنمایی شما.من برادری ندارم که این حرفارو بهم بزنه.ممنونم ازتون بخاطر وقتی که گذاشتید وسعی کردید کامل راهنماییم کنید.
    سوال کننده
    اینجا یه شعر از سیمین بهبهانی میذارم:
    _پیر ماه وسال هستم
    پیر یار بی وفا نه
    عمر میرود به تلخی
    پیر میشوم،چرا نه؟
    _پیر میشوی؟چه بهتر!
    زود میرسی به مقصد
    غیرازین به ماحصل هیچ
    بیش از این به ماجرا نه.
    _هان،چه گونه مقصداست این؟
    مرگ؟
    پس تولدم چیست؟
    آمدیم تا بمیریم؟
    این حماقت است یا نه؟!
    _زادو مرگ ما دو نقطه ست
    دردوسوی طول یک خط
    هرچه هست طول خط است
    ابتدا وانتها نه.
    درمیان این دو نقطه
    میزنی قدم به اجبار
    درچنین عبور ناچار
    اختیارواقتضا،نه
    _نه،قبول خاطرم نیست
    میتوان شکست خط را
    میتوان مخالفت کرد
    باهمین کلام:با .نه.!
    زاد ما به جبراگر بود
    مرگ ما به اختیار است:
    زهر،برق،رگ زدن،دار...
    هست در توان ما،نه؟
    _نه،به طول خط نظر کن:
    راه سنگلاخ سختی است
    صاف میشود ،ولیکن
    جز به ضرب گام ها نه.
    گر به راه پاگذاری
    ازتو بس نشانه ماند
    کاهلان و بی غمان را مرگ می برد،تو را نه.
    گرز راه باز مانی
    هرکه پرسد از نشانت
    عابر پس از تو گوید:
    هیچ،هیچ! کو؟ کجا؟ نه!
    امیرحسین
    سلام بر شما خواهر گرامی 
    اگر نظر من شما را ناراحت کرد از شما پوزش می خواهم ولی منظور من این بود که شما باید نوع نگرشتان را نسبت به نحوه ازدواج عوض نمایید  نه اینکه کلا از ازدواج صرفنظر کنید .
    ببینید مشکل تعداد زیادی از جوانان این کشور این است که بدلیل اینکه خانواده ها در ایران از فرزندانشان بیش از حد حمایت می کنند این فرزندان دیگر قابلیت حل مشکلات خودشان را ندارند و هم بدلیل غروری که ناشی از دوران نوجوانی است دیگر تمایلی به راهنمایی گرفتن از خانواده برای حل مشکلشان ندارند و این موضوع موجب می شود که تعداد این مشکلات افزوده شود و افراد پی در پی در حل مشکلاتشان شکست بخورند که این موضوع موجب ایجاد افسردگی در فرد می شود حال شما با توجه به اینکه دختر هستید و طبعا احساسات لطیفتری دارید شکننده تر هستید .
    حال چه باید کرد بنظر من ابتدا شما باید شروع به خود شناسی کنید 
    1- در حال حاضر چه شخصیتی هستید نقاط ضعف شخصیتتان چیست ؟ نقاط قوت آن چیست ؟
    میخواهید که به چه شخصیتی تبدیل شوید؟برای تبدیل شدن به این شخصیت باید چه تغییراتی در شخصیتتان ایجاد کنید ؟ این تغییرات می تواند به صورت افزایش یک مهارت یا تبیین یک نظام اخلاقی برای خودتان باشد که به آن نظام پایبند باشید 
    من از کامنت شما فهمیدم که شما یکسری تمایلات افسردگی را در خود دارید توصیه من به شما این است که اگر آهنگ های غمگین گوش می دهید دیگر گوش ندهید اگر رمان های درام می خوانید دیگر نخوانید اگر اشعاری با مضامین ناراحت کننده می خوانید دیگر نخوانید این موارد ناراحتی شما را تشدید می کند درست است که شما در گذشته یکسری مشکل هایی را پشت سر گذاشته اید که شاید هنوز ظرفیت تحمل آن هارا نداشته اید درست است که از درون دچار یاس و ناامیدی شدید ناامیدی نسبت به آینده ای که هیچ جای آن مشخص نیست اما این دلیل نمی شود فرد خود را رها کند و اجازه دهد هر کاری که مشکل خواست با او بکند می دانم شاید بگویید من که اصلا از مشکل شما خبر ندارم یا این مسائلی که مطرح می کنم فقط مشتی شعار است یا اینکه به تغییرات در زندگی خود در گذشته فکر کردم و تمام این مسائل را خودم می دانم آری درست است به همین دلیل است که من در کامنت قبلی خود به شما گفتم که من و امثال من در چنین سایت هایی شاید بتوانیم کمی به شما در این زمینه کمک کنیم و کمک اصلی را شما باید خودتان به خودتان کنید به نظرم هر چه سریعتر شما باید از این فضای افسردگی فاصله بگیرید ورزش روزانه را در برنامه تان قرار دهید اگر توان مالی دارید به کلاس های هنری مورد علاقه تان  بروید ضعیف نباشید خواهرم این ضعف شما را هر لحظه بیشتر و بیشتر مانند باتلاقی در خود می کشد من نمی دانم که عدم پذیرش خواستگار بصورت سنتی آیا ربطی به مشکلی که شما در گذشته داشته اید دارد یا نه ولی هر چه که هست شما باید انتخاب کنید که آیا می خواهید خواستگار سنتی قبول کنید یا نه و دلایل قبول یا عدم قبول این موضوع چیست و اگر نمی خواهید خواستگار سنتی قبول کنید چون با توجه به کامنتتان تمایل به ازدواج دارید یا خودتان را باید سوق دهید به این سمت که اگر از یک آقا پسری خوشتان آمد رسما این موضوع را به او بگویید ( قبول دارم که این کمی برای شما به عنوان یک خانم شاید مشکل باشد ) یا اینکه باید طوری در جامعه باشید که با پسر های دیگر کمی رابطه داشته باشید که البته این موضوع هم باید بسیار ضابطه مند باشد که به شما به عنوان یک زن در جامعه آسیب نرسد و اینکه آیا گزینه مورد نظر شما در بین اینگونه از پسران یافت می شود یا نه 
    در کل منظور من این است که نباید آرام بنشینید و اجازه دهید هر جا که روزگار خواست شما را با خود ببرد با روز گار مبارزه کنید و محکم باشید خواهرم یادتان باشد هر که در این زندگی برای رسیدن به چیزی تلاش کند لذت رسیدن به آن چیز را تجربه می کند 
    می دانم که همه این چیز ها را می دانید همانطور که گفتم تنها خودتان می توانید خودتان را از این وضعیت برهانید .
    حتی اگر تا آخر زندگی می خواهید ازدواج نکنید ازدواج نکیند ولی دلایل ازدواج کردن یا نکرد را برای خود مشخص کنید تمام مشکلات و لذت هایی را که بدلیل ازدواج کردن یا نکردن برای شما می ماند برای خود مشخص کنید باز هم تکرار می کنم اجازه ندهید که روزگار افسار زندگی شما را بسادگی در دست بگیرد جنگنده باشید خواهرم و این را هم بدانید که این صحبت ها که می شود که سرنوشت دست خود انسان نیست همه اش یک مشت اراجیف است که یک گروه انسانی که می خواهند دست از تلاش و مبارزه بردارند از خود می بافند و بدانید که حتی اگر تمام تلاش خود را کردید و به بخشی از اهداف خود نرسیدید باز هم چون برای اهداف خود جنگیده اید شرمنده خود نیستید و چون جنگیدن برای رسیدن به اهداف یکی از اهدافتان بوده به بخشی از اهداف تان رسیده اید و بنظر من بخش اصلی هر هدف تلاش برای رسیدن به آن هدف است
    ببینید خواهرم شاید باز بگویید که به این موضوعات قبلا اندیشیده اید یا اینکه مشکلی که شما با آن مواجه شده اید با توجه به اینکه آمادگی آن را نداشته اید شما را تا حدود زیادی در هم شکسته قبول خواهرم ولی شما هنوز می اندیشید یعنی هنوز می توانید بجنگید پس بجنگید براحتی تسلیم نشوید درباره مسائل دقیق بیاندیشید و اجازه ندهید افراد دیگر برای شما تصمیم بگیرند خود را ضعیف در نظر نگیرید شما هنوز می توانید بجنگید و جهان را تغییر دهید باور کنید که هیچ یک از حرف هایم در این جا برای دلخوش کردن شما نیست و این حرف ها عین حقیقت است 
    ببینید هریک از ما یک روز بدنیا می آییم و یک روز میمیریم ولی باید تلاش کرد که آن روز که مردیم دیگر از خودمان شرمنده نباشیم که چرا فلان کاری را که می توانستیم انجام دهیم را چرا انجام ندادیم یا چرا فلان کاری را که می توانستیم انجام ندهیم را انجام دادیم پس همه باید تلاش کنیم بدون این که گذشته ناراحت کننده خود را هی به خاطر خود بیاوریم یا به خود بگوییم که بخشی از زندگی خود را نابود کرده ایم باید بجنگیم برای باقی زندگی تا دیگر آن ها را از دست ندهیم 
    حرف من مشکل گذشته شما نیست حرف من موضوع ازدواج شما نیست حرف من این است که ترس از برخورد به مشکل را برای اولین بار کنار بگذارید و با منطق و تلاش بر مشکلات خود غلبه کنید و متوجه شوید که قدرتی نیست در این دنیا که بخواهد در برابر اراده شما در مورد موضوعاتی که به شما مربوط است مقاومت کند پس بجنگید خواهرم تنها خودتان می توانید در این وضعیت به خودتان کمک کنید نه افرادی مانند من یا دوستان و خانواده پس با تمام وجود بجنگید خواهرم..............................
    با ارزوی موفقیت وخوشبختی شما
    سوال کننده
    سلام.تشکر میکنم از راهنماییهای برادرانتون.ممنونم که وقت گذاشتید وسعی کردید راهنماییم کنید.خیلی چیزارو از حرفاتون متوجه شدم.سعی میکنم دربرابر مشکلاتم بایستم وبیشتر روی خودم کار کنم.در عین حال من هرگز به یک پسر ابراز علاقه نخواهم کرد.قضیه ازدواج را به خدا میسپارم چون تنها فشار تنهایی و بی هم صحبتی باعث شده بود به این مسأله فکرکنم.ولی سعی میکنم همونطور که شما گفتید اراده ام را قوی کنم و در راه رسیدن به اهدافم تلاش کنم وبا مشکلات بجنگم.امیدوارم از پس این کار بربیام.بازم ازتون ممنونم.
    نظر شما تائید خواهد شد اگر عاری از توهین، تحقیر، تهمت، تمسخر، شایعه پراکنی و نظرات گمراه کننده باشد.
    لطفا در مورد موضوع اصلی پست نظر بدید و برای بحث های جدید ، سوال یا مطلب جداگانه ارسال بفرمائید.
    نظراتی که خصوصی ارسال می شوند قابلیت نمایش عمومی (در این صفحه) را ندارند.

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    به سایت خانواده برتر خوش آمدید.
    هدف ما از ایجاد این سایت ، فراهم آوردن محیطی ساده و کارآمد برای مشورت آزادانه در مورد مسائل ازدواج ، روابط زناشویی ، روانشناسی ، پوست و مو ، پزشکی ، کسب و کار و ... است. منتظر مطالب و نظرات ارزشمند شما هستیم.
    دنبال کنندگان ۴۰۰+ نفر
    خانواده برتر را دنبال کنید
    Designed By Erfan Powered by Bayan
    scroll bar code